الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

59

علل الشرايع ( فارسي )

باب دهم سرّ كشيدن گردن در ركوع حديث ( 1 ) على بن حاتم از ابراهيم بن على ، از احمد بن مختار انصارى از حسن بن على علوى ، از ابو حكيم زاهد از احمد بن عبد الله ، وى مىگويد : شخصى محضر امير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد : اى پسر عمّ بهترين مخلوق خدا ، معناى بلند كردن دو دست در تكبير اوّل چيست ؟ حضرت فرمودند : معناى آن اللَّه اكبر است و معناى اللَّه كبر آن است كه خدا واحد و احدى است كه هيچ چيز مانندش نبوده و با هيچ چيز قياس نشده و با اشياء و اجناس مشتبه نگرديده و با حواس درك نمىشود . آن شخص عرضه داشت : اين كه گردن را در وقت ركوع مىكشند معنايش چيست ؟ حضرت فرمودند : تأويلش آن است كه : آمنت بوحدانيّتك و لو ضربت عنقى ( به وحدانيت تو ايمان آورده‌ام اگر چه گردن مرا بزنى ) . باب يازدهم سرّ رخصت در جمع نمودن بين دو نماز حديث ( 1 ) حسين بن احمد بن ادريس رحمة الله عليه ، از پدرش ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از على بن الحكم ، از اسحاق بن عمّار ، از مولانا حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم نماز ظهر و عصر را بدون هيچ سببى در يك جا خواندند عمر كه با جراتترين افراد بر پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلم بود به حضرت عرض كرد : آيا در باره نماز حكمى نازل شده ؟ حضرت فرمودند : خير منتهى خواستم بر امّتم توسعه بدهم . حديث ( 2 ) احمد بن محمّد بن يحيى عطَّار از پدرش ، از احمد بن محمّد بن عيسى : از محمّد بن سنان ، از عبد الملك القمى ، وى مىگويد : محضر امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : آيا بدون هيچ علَّت و سببى مىتوانم بين دو نماز جمع كنم ؟ حضرت فرمودند : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله اين كار را كردند و قصدشان تخفيف بر امّت بود .